۱۳۹۴ مرداد ۲۷, سه‌شنبه

زندگينامه مجاهد شهيد رضيه لطيف پور


مجاهد شهيد رضیه لطیف پور در سال ۱۳۳۸ در آباده متولد شد. او مجرد، دانشجوی جغرافیاي دانشگاه تهران و هوادار سازمان مجاهدین خلق ایران بود. او پس از تعطیلی دانشگاهها در جریان به اصطلاح انقلاب فرهنگی به زندگی مخفی روی آورد. او از خانواده‌ای عشایری متعلق به ایل قشقایی بود و برادرش را در سال ۱۳۶۲ در جنگ ایران و عراق از دست داده بود.
رضيه فردی مهربان، اهل مطالعه و صادق بود.
رضیه لطیف پور روزی در تابستان سال ۱۳۶۲ هنگام بازگشت به خانه، توسط یکی از همکاران سابقش که با رژیم همکاری می‌کرد توسط سپاه پاسداران شناسایی و در اتوبوس شرکت واحد دستگیر شد. او را به زندان اوین منتقل کردند. خانوده وی چند ماه بعد از دستگیر وی مطلع شدند. رضيه لطیف پور تا سال ۱۳۶۵ که به زندان عادل آباد شیراز منتقل شد، غالبا در بند ۶ زندان اوین و مدتی هم در زندان قزل حصار بازداشت بوده است. وي ماههای آخر عمرش را در زندانهای سپاه و دادگاه انقلاب بسر برده است. او بخاطر تلاش‌های خانواده‌اش توانست در این زندانها با آنها ملاقات داشته باشد اما نمی‌توانست آزادانه حرف بزند. خواهر کوچکترش در آخرین ملاقاتی که با او داشته نقل کرده که چطور شاهد کبودی طرف راست صورت، خونمردگی در چشم، تورم و پارگی لب و شکستگی دندانش بوده است. رضيه تنها توانسته بود بگوید که او را با لگد زده بودند. تنها در دوره دو هفته‌ای که در ماههای آخر می‌تواند از زندان مرخصی بگیرد توانست از آنچه برسرش آمده سخن بگوید. او از شکنجه‌های شدید جسمی و روحی خود در زندان بویژه در ماه‌های نخست دستگیریش گفته بود. اینکه طی شش ماه نخست اکثرا در انفرادی بوده و بیش از ۲۰ کیلوگرم وزن از دست داده بود. بطوریکه قادر به راه رفتن نبوده و روی زمین میخزیده و قدرت بینایی‌اش را تقریبا از دست داده بود. 
رضیه لطیف پور طی دو هفته مرخصی از زندان برای خانواده تعریف کرده بود که توابین فيلم و نوار سخنرانی او در ميدان خميني شهر آباده و ديگر مدارک و اسامی يارانش را در اختيار نيروهای امنيتی قرار داده و موجب شهادت بسياری از يارانش شده بودند.
رضیه دو ماه مانده به پایان حکمش در کشتار زندانیان سیاسی در سال ۱۳۶۷ در زندان عادل آباد شیراز اعدام شد. دژخيمان پس از مدتی بیخبری سرانجام برادر بزرگش را احضار کرده و خبر اعدام را به او می‌دهند. ماموران رژيم ضمن تهدید خانواده به برگزار نکردن هیچ مراسمی، ابتدا قول تحویل جسد را می‌دهند. اما بعدا از اینکار سرباز زده و تنها آدرس گور ساده‌ای در گورستان دارالرحمه شیراز را به عنوان محل دفن مجاهد قهرمان رضيه لطیف پور به خانواده اش می‌دهند و اعلام می‌کنند که حق دستکاری، نبش قبر و ساختن آرامگاه را ندارند. اکثر نوشته‌ها، کتابها و وسایل وی در زندان ضبط شد. از جزئیات این حکم شهادت وي اطلاع بیشتری در دست نیست.  

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر